تبليغاتX
پله پله تا خدا.....

پله پله تا خدا.....

قرآن و منفی نگری

«ای کسانی که ایمان آوردید از بسیاری از گمان ها بپرهیزید، چرا که برخی از گمان ها گناه است.» در این آیه مراد از ظنی که مسلمین مأمور به اجتناب از آن شده اند، ظن سوء است وگرنه ظن خیر که بسیار خوب است و به آن سفارش هم شده، هم چنان که از آیه12 سوره نور هم استفاده می شود و مراد از اجتناب از ظن اجتناب از خود ظن نیست، زیرا ظن نوعی ادراک نفسانی است، پس نهی کردن از خود ظن صحیح نیست بلکه منظور آیه مورد بحث نهی از پذیرفتن ظن بد است. می خواهد بفرماید اگر درباره کسی ظن بدی به دلت وارد شد آن را نپذیر و به آن ترتیب اثر نده، بنابراین اگر در ادامه آیه آمده بعضی از ظن ها گناه است باز خود ظن منظور نیست بلکه ترتیب اثر دادن به آن است که در بعضی موارد گناه است. مانند این که نزد شما از کسی بدگویی کنند و شما دچار سوءظن به او بشوید و این سوء ظن را بپذیرید و در مقام ترتیب اثر دادن برآمده به او توهین کنید و یا همان نسبت را که شنیده اید به او بدهید که همه این ها آثار بد و منفی بدگمانی و سوءظن است.

توکل

امام رضا(علیه السلام) می فرماید: به خداوند گمان نیک ببر زیرا خداوند عزوجل می فرماید: من نزد گمان بنده مؤمن خویشم، اگر گمان او به من نیک باشد مطابق آن گمان با او رفتار می کنم و اگر بد باشد نیز مطابق همان گمان بد با او رفتار می کنم. » (محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 77)

گمان خیر به خداوند و به تعبیر دیگر توکل و اعتماد بر حق تعالی باعث ایجاد طمأنینه و آرامش در انسان می شود زیرا می داند که به قدرت لایزال الهی متصل است، بنابراین عظیم ترین منبع انرژی را در خود به وجود می آورد؛  «خدا یکتاست و جز او معبودی نیست و اهل ایمان باید در همه امور تنها بر خداوند توکل کنند. »

و در یک آیه شریفه دیگر آمده : آیا خداوند برای بندگان کافی نیست؟

وقتی کسی به این باور برسد به دل خود شک و تردید راه نخواهد داد هر واقعه ای حتی از دست دادن عزیزان خود را حمل بر خیر می کند و راههای نفوذ بدبینی را مسدود می کند .

بالاخره که دنیا در حال گذر است و بد و خوبش هم می گذرد پس بهتر است عینک بدبینی را از چشمان خود برداریم و با توکل به خدای متعال فرصت کوتاه زندگی را خوش باشیم .

به آینده خوش بین باشیم چرا که خداوند خیر مطلق است و برای بندگانی که عاشق آن هاست جز خیر و خوبی نمی خواهد پس بهتر است به او اعتماد کنیم و خودخواسته پشت به خیر و خوبی ها نکنیم خداوند متعال آینده جهان را روشن می داند و تمام هستی را متعلق به کسی می داند که تقوا پیشه کند و به خدای یکتا باور داشته باشد.

+ نوشته شده در  ساعت 11:57  توسط معصومه اعتمادي  | 

واسطه ها و نظام آفرينش

برپايي نظام آفرينش با تمام زيبايي هايش با وجود واسطه ها و وسيله ها شكل مي گيرد و چرخه حيات موجودات و زنگي جامعه بشري با وجود سلسله مراتب به حركت مي آيد اگر قرار بود انسانها بدون نياز به آب و باران سيراب شوند و بدون نياز به دانه و گياه شكم آنها سير شود آفرينش هيچ كدام از موجودات معنا پيدا نمي كرد و آفرينش موجودات از سوي خداوند لغو و بيهوده بود در حاليكه در قرآن مجيد مي خوانيم:

"و هو الذي ارسل الرياح بشرا بين يدي رحمته و انزلنا من السما ماء طهورا لنحيي به بلده ميتا و نسقيه مما خلقنا انعاما و اناسي كثيرا"فرقان/48،49

و اوست آنكس كه بادها را نويدي پيشاپيش رحمت خويش  فرستاد و از آسمان آبي پاك فرو فرستاديم تا به وسيله آن سرزميني پژمرده را زنده گردانيم و آن را به آنچه خلق كرده ايم از دام ها و انسان هاي بسيار بنوشانيم

در نظام تشريع نيز اگر انسان ها بدون نياز به پيامبران و صاحبان فكر و انديشه داراي همه علوم و دانش ها بودند فرستادن كتاب آسماني و ارسال پيامبران الهي شكل نمي گرفت در حالي كه خداوند متعال مي فرمايد:

"و لقد ارسلنا من قبلك رسلا الي قومهم فجاؤا و هم بالبينات"روم/47

و در حقيقت پيش از تو فرستادگاني به سوي قومشان گسيل داشتيم پس دلايل آشكار برايشان آوردند.

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:21  توسط معصومه اعتمادي  | 

واسطه-وسيله

واژه واسطه به طور معمول با فاصله و دوري از دسترسي مستقيم همراه است و به همين دليل كاربرد اين واژه در فرهنگ عمومي جامعه گاهي با اخلال و اختلال همراه است و به طور طبيعي انسانها خواهان آنند كه واسطه ها حذف شوند و بدون واسطه كارها انجام پذيرند.

جالب توجه اينكه در آيات قرآن هيچگاه از كلمه واسطه ياد نشده استبلكه آنچه در گفتمان نوراني قران امده است واژه وسيله مي باشد كه در فرهنگ عمومي جامعه به عنوان رساننده شناخته شده است.وسيله مطمئن،سرعت و سلامتي را براي رسيدن به مقصد و مقصود به ارمغان مي اورد و آدمي را از انحراف و تحريف در امان نگه ميدارد.

اينجاست كه نورانيت آيه شريفه زير بيش از پيش نمايان ميشود:

يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله و جاهدوا في سبيله لعلكم تفلحون

اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا پروا كنيد و براي تقرب به او وسيله جوييد و در راهش جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد.(مائده/35)

وسيله با تقرب نزديكي به منزلت و ترفيع درجه همراه است و همگان با ميل و رغبت در تلاشند تا به وسله دست يابند.لذا شايسته و بايسته است كه با كاربرد واژه وسيله به جاي واسطه گفتمان عرفي و علمي خود را با گفتمان نوراني قرآن همنوا سازيم تا اختلاف و تعرض به حداقل برسد و پذيرش طبع و وفاق جمع به حداكثر برسد

+ نوشته شده در  ساعت 19:52  توسط معصومه اعتمادي  | 

تفاوت روزه با سایر عبادات

در بعضی از روایات آمده است که روزه بگیرید برای آنکه طراوت و خرمی و شادابی غیر ماه مبارک را از دست بدهید؛ زیرا آنها نشاط کاذب و زودگذر است. وقتی انسان روزه گرفت و به آن دل بست، کم کم به باطن روزه پی می‏ برد. باطن روزه انسان را به لقای حق می‏کشاند که خدای سبحان فرمود: «الصّوم لى وأنا أجزى به» روزه مال من است و من شخصاً به آن جزا می‏دهم. این تعبیر فقط درباره ی روزه وارد شده است.

همه اشیا و موجودات جهان امکان از آن خداست. چیزی در جهان خلقت نیست که مال خدا نباشد؛ چون مخلوق و مملوک اوست. چشم و گوش ما هم از آنِ خداست: « أَمَّن یَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ » (یونس آیه 31)

امیرالمؤمنین (س) فرمود: «… أعْضاؤکم شهوده و جوارحکم جُنوده و ضمائرکم عُیونه وخَلَواتکم عِیانه»؛ مواظب باشید، بدانید در خلوت و جلوت، نهان و آشکار، در محضر خدای سبحان هستید. خلوات شما جلوات عیون و مَشهد و مرآی اوست.

چیزی در جهان نیست که به یاد حق و خدای سبحان نباشد. این انسان است که گاهی غافل است و گاهی غیر غافل. فرشته‏ ها نفس ها را می‏شمارند که برای چه انسان نفس می‏کشد. وقتی به فرموده قرآن سرتاسر جهان، مِلک و مُلک خداست ، همه اعضا و جوارح ما سپاه حق است: « وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ » (فتح آیه 4)

این که فرمود: روزه مال من است، خصوصیتی را می ‏رساند که قابل ملاحظه و دقت است.

گاهی انسان از سحر تا افطار امساک می ‏کند؛ این یک درجه روزه ‏داری است؛ تلاشی است که حداکثر در قیامت نسوزد یا وارد بهشت بشود؛ بهشتی که «جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ » ؛ امّا به آن بهشت که «فَادْخُلِی فِی عِبَادِی. وَادْخُلِی جَنَّتِی » (سوره فجر آیات 29و30) ؛ و در میان بندگان من درآى، و در بهشت من داخل شو.

امّا درباره ی روزه ‏دار خدای سبحان فرمود: من خودم جزا می‏دهم. این جزء احکام و آداب روزه نیست؛ لذا نه در سلسله بحث های واجب و مستحب که فقه عهده ‏دار آن است آمده و نه در بحث های آداب روزه؛ بلکه جزو حکمت های عبادت است که چگونه انسان به جایی می‏رسد که خداوند متعال مستقیماً جزای او را به عهده می ‏گیرد

روزه، ضمن اینکه حکم و ادبی خاص دارد، حکمتی هم دارد که آن لقا و محبّت خداست.

این حدیث در انسان شوق ایجاد می‏کند تا عاشق شود. انسان تا مشتاق نباشد، تلاش نمی‏ کند و تا تلاش نکند، نمی‏ رسد. وقتی روزه مال خدا بود، خدا هم شخصاً جزای روزه‏ دار را بر عهده گرفته است.

مرحوم مولی محمد تقی مجلسی که گذشته از مقام شامخ فقاهت در بسیاری از معارف اسلامی و علوم عقلی نیز اهل نظر بوده است، می‏ گوید: خدای سبحان به این معنا اکتفا نکرد که بفرماید: «الصوم لى». فرمود: «أنا أجزى به». ضمیر متکلم وحده را قبل از فعل ذکر کرده و با ذکر کلمه «أنا» خودش را مطرح می‏کند که: روزه مال من است و من هستم که جزای روزه ‏دار را می‏ دهم .

چگونگی پاداش


به کسانی چون اولیای الهی که روزه‏ های مستحبی می‏ گیرند و سهمیه افطار خود را به یتیم و اسیر و مسکین می‏دهند، در عین حال که "جنّاتٍ تجری من تحتها الأنهار" در اختیار آنهاست، می‏ فرماید: «فَادْخُلِی فِی عِبَادِی . وَادْخُلِی جَنَّتِی » زیرا برای مطلب بالاتری، روزه می‏ گیرند. امّا آنها که برای ورود به بهشت و برای استفاده از میوه ‏های دلپذیر آن روزه می‏گیرند، تنها نوعی سوداگری دارند.

از موارد فرق بین روزه و سایر عبادات همین است که درباره اعمال دیگر، ملائکه الهی هنگام مرگ به استقبال مؤمنین می‏ آیند که: "سلامٌ علیکم طبْتم فادْخلوها خالدین" درهای بهشت را باز می‏کنند و می‏گویند از هر دری که خواستید بفرمایید. امّا درباره روزه ‏دار خدای سبحان فرمود: من خودم جزا می‏دهم. این جزء احکام و آداب روزه نیست؛ لذا نه در سلسله بحث های واجب و مستحب که فقه عهده ‏دار آن است آمده و نه در بحث های آداب روزه؛ بلکه جزو حکمت های عبادت است که چگونه انسان به جایی می‏رسد که خداوند متعال مستقیماً جزای او را به عهده می ‏گیرد.

ابن اثیر می‏گوید: یکی از نکاتی که خدای سبحان بر اساس حدیث قدسی «الصّوم لى وأنا أجزى به» فرموده این است که در هیچ ملّتی از ملل شرک و بت ‏پرستی، برای بت ها روزه نمی‏ گرفتند. اگر چه برای بت ها نماز می‏ خواندند، قربانی می‏کردند و مراسم دیگر داشتند. روزه تنها برای خداست و هیچ مشرک و بت ‏پرستی، برای تقرّب به بت روزه نگرفته است. چون روزه یک فرمان الهی است. سایر عبادات، مورد شرک قرار گرفته و برای غیر خدا هم انجام می‏دادند. اما خدای متعال روزه را به خود اسناد داده و شخصاً جزای روزه ‏دار را به عهده گرفته است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 18:56  توسط معصومه اعتمادي  | 

از فاسقان نباش!

خودشناسی خداشناسی را به بار می نشیند؛ خدا فراموشی نیز خود فراموشی را به بار می آورد.

 

راز این نکته در کریمه زیر نهفته است:

  وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(حشر/19)

  و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد، آنها فاسقانند.

 

  کسی که به وقت گناه خدا را نسیان کرد خدا هم به وقت استغفار اورا انساء می‏کند. به عبارت دیگر او را از یادش می برد به گونه ای که اصلا به خاطر نمی آورد که چنین معصیتی از وی سر زده است.در نتیجه برای توبه رو به درگاه خدا نمی آورد و در جهالت نفس خویش غرق می شود.

+ نوشته شده در  ساعت 18:26  توسط معصومه اعتمادي  | 

ریشه‌ی بدی دنیا در چیست ؟


در قرآن آیات فراوانی به روشنی حقیقت فوق را گوشزد و بیان می‌کنند که ریشه بدی دنیا در چیست؛ نظیر این آیه:

"إَنَّ الَّذِینَ لاَ یَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِینَ هُمْ عَنْ آیَاتِنَا غَافِلُونَ * أُوْلَـئِکَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ؛ کسانی که امیدی ندارند به لقای ما، و دل بسته‌اند به زندگی دنیا، و آرامش یافته‌اند به آن، و کسانی که از آیات ما بی‌خبرند، ایشان جایگاهشان آتش است به سبب آنچه که عمل می‌کرده‌اند". (یونس،7 ـ 8)

در آیه فوق کسانی که در دنیا زندگی می‌کنند، می‌خورند و می‌آشامند و تمتّع می‌جویند، مذمّت نشده‌اند؛ بلکه آنان که به دنیا دل خوش کرده‌اند، بِدان آرامش یافته‌اند، آن را در مقابلِ آخرت برگزیده‌اند، به آن چسبیده‌اند، به چیز دیگری تمایل ندارند و در کنار آن کمبودی احساس نمی‌کنند، مذمّت شده‌اند:

"مِنکُم مَّن یُرِیدُ الدُّنْیَا وَمِنکُم مَّن یُرِیدُ الآخِرَةَ؛ بعضی از شما دنیا را می‌جوید و بعضی از شما آخرت را می‌جوید". (آل عمران، 152)

+ نوشته شده در  ساعت 12:15  توسط معصومه اعتمادي  | 

تقسیم بندی دنیا بر اساس نگرش انسان‌ها


در قرآن کریم، از دو نگرش و عقیده متفاوت نسبت به دنیا سخن به میان آمده است.

در حقیقت، قرآن کریم، انسان‌ها را بر اساس نگاهشان به دنیا و نوع بهره برداری از آن به دو دسته کلی تقسیم می‌کند:

گروهی از مردم معتقدند که پس از این دنیا، آخرتی وجود دارد؛

(یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُولَئِکَ مِنَ الصَّالِحِین)(آل عمران/114) و پیوسته نگرش به آخرت را در جامعه تبلیغ و ترویج می‌کنند؛(وَإِلَی مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْیَوْمَ الآخِرَ وَلا تَعْثَوْا فِی الأرْضِ مُفْسِدِین)(عنکبوت/36). دنیا در نظر آنان فانی و زودگذر است؛(کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَان) (رحمن/26) و دل بستن به آن عین خسران است؛(ذَلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَیَاهَ الدُّنْیَا عَلَی الآخِرَهِ ... لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الآخِرَهِ هُمُ الْخَاسِرُون)(نحل/109-107).

و گروه دیگری معتقدند که پس از این دنیا، آخرتی وجود ندارد؛

(إِنِّی تَرَکْتُ مِلَّهَ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُمْ بِالآخِرَهِ هُمْ کَافِرُون)(یوسف/37) و بر اساس این نگرش، به مسخره کردنِ معتقدانِ به آخرت نیز روی می‌آورند؛(زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب)(بقره/212) و وجود هر گونه قیامت و حشر و حساب و کتابی را یکسر منکر می‌شوند؛(وَقَالُوا إِنْ هِیَ إِلا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِین)(انعام/29) از این رو، از هیچ سعی و تلاشی برای به دست آوردن آن فروگذار نمی‌کنند؛(إِنَّ هَؤُلاءِ یُحِبُّونَ الْعَاجِلَهَ وَیَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ یَوْمًا ثَقِیلا) (انسان/27) و غیر از دنیا را خواهان نیستند؛(... وَلَمْ یُرِدْ إِلا الْحَیَاهَ الدُّنْیَا)(نجم/29) و پیوسته در طلب متاع ناپایدار دنیایند؛(...تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیَا...) (انفال/67)

+ نوشته شده در  ساعت 11:44  توسط معصومه اعتمادي  | 

چو دشنام گويي،دعا نشنوي

و لا تسبو الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم(انعام/108)

و آنهايي را كه دشمنان بجاي خدا مي خوانند دشنام ندهيد كه آنان نيز خداي را از روي ستم و دشمني و بي دانشي دشنام گويند.


ضرب المثلهاي معادل:

-دهن خويش به دشنام ميالا هرگز   كاين زر قلب بهر كس كه دهي باز دهد.

-سخن هر چه گويي همان بشنوي

-كسي كو خريدار نيكي شود   نگويد بدي تا بدي نشنود

-مگو آنچه طاقت نداري شنود

-نگو نشو

-چو دشنام گويي دعا نشنوي

+ نوشته شده در  ساعت 14:54  توسط معصومه اعتمادي  | 

خبر هرگز نه مانند عيان است....

قال اولم توءمن قال بلي ولكن ليطمئن قلبي(بقره/260)

گفت مگر باور نداري،گفت چرا وليكن تا دلم آرام گيرد


ضرب المثلهاي معادل:

-خبر هرگز نه مانند عيانست  يقين دل نه همتاي گمان است

-شنيدن كي بود مانند ديدن

-يك عيان نزديك من فاضل تر از سيصد خبر

-شود دل از ديدار هشيار تر

-يقين را ندهد مردم فرزانه به شك

-ليس الخبر كالعيان

-خدا آسان كند دشوار ما را

+ نوشته شده در  ساعت 12:4  توسط معصومه اعتمادي  | 

بد مكن كه بد افتي

و لا يحيق المكر السيئ الا بااهله(فاطر/43)

و نيرنگ بد جز سازنده ان را فرا نگيرد

ام يريدون كيدا فالذين كفروا هم المكيدون(طور/42)

يا مگر نيرنگي ميخواهند؟ولي كافران خود گرفتار نيرنگ اند!

ضرب المثلهاي معادل:

-چاه كن هميشه ته چاه است.

-چاه مكن بهر كسي اول خودت دوم كسي

-بدي به بدخواه ميرسد


+ نوشته شده در  ساعت 17:57  توسط معصومه اعتمادي  | 

بد همه را بد داند!

و قالوا ما نري رجالا كنّا نعدهم من الاشرار(ص/62)

و مي گويند:چيست ما را كه مردماني كه آنان را از بدان مي شمرديم نمي بينيم


و اذا راوءهم قالوا انْ هؤلاء لضالون(مطففين/32)

چون آنان را ميديدند مي گفتند هر آينه اينها گمراهند


ضرب المثلهاي معادل:

-كافر همه را به كيش خود پندارد.

-هر كه هر چه در نهانش هست به ديگري آن گمانش است.

-يهودي هر چه تو توبره خود دارد در ديگران هم تصور كند.

-نقش خويش را در آب ديدن

+ نوشته شده در  ساعت 19:42  توسط معصومه اعتمادي  | 

مرد عمل باش!

يا ايها الذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون(صف/2)

اي كساني كه ايمان اورديد چرا ميگوييد آنچه نمي كنيد؟


ضرب المثلهاي معادل:

-با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نميشود.

-به دشت آهوي ناگرفته مبخش

-به عمل كار برآيد سخنداني نيست

-دانشت هست كار بستن كو    خنجرت هست صف شكستن كو؟

-گفت كم كن كه من چه خواهم كرد    گوي كردم مگو كه خواهم كرد

-مرد آن است كه لب ببندد و بازو بگشايد

-مركب گفتار پي كن چنگ در كردار زن

-مكن وعده هر آنچيز كه نتواني

-كار ناكرده به كرده مشماريد

-با آنكه در صلح زند جنگ مجوي


+ نوشته شده در  ساعت 17:29  توسط معصومه اعتمادي  | 

عيب كسان منگر ...

اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسكم(بقره/44)

آيا مردم را به نيكي فرمان ميدهيد و خود را از ياد مي بريد؟


ضرب المثلهاي معادل:

-اگه لالايي بلدي چرا خوابت نمي بره؟

-كور خود مباش و بيناي مردم

-خود فضيحت ديگران را نصيحت!

-ترك دنيا به مردم آموزند   خويشتن مال و غله اندوزند

-اي فقيه اول نصيحت گوي نفس خويش را

-توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند؟

-چو عيب تن خويش داند كسي   ز عيب كسان برنگويد بسي

-رطب خورده منع رطب كي كند

-چون سزاوار عتابي به تن خويش تو خود     كي رسد از تو به همسايه و فرزند عتاب

-خس را در چشم ديگران ميبيند و شاه تير را در چشم خود نمي بيند

-زاهدان كاين جلوه در محراب و منبر ميكنندچون به خلوت مي روند آن كار ديگر ميكنند

-عالم كه كامروايي و تن پروري كند   او خويشتن گم است كه را رهبري كند؟

-نامه عيب كسان گيرم كه بر خواني چو آب  نيم حرف از نامه خود بر نمي خواني چه سود؟

-واعظ غير متعظ بودن صحيح نيست

-عيب خود بين و مبين از دگران

-عالم آنكس بود كه بد نكند   نه بگويد به خلق و خود نكند

+ نوشته شده در  ساعت 9:51  توسط معصومه اعتمادي  | 

آدم به اميد زنده است

لا تقنطوا من رحمة الله(زمر/53)

از بخشايش خداي نوميد نباشيد

فلا تكن من القانتين(حجر/55)

پس از نا اميدان مباش

قال و من يقنط من رحمة ربه الا القوم الضالون(حجر/56)

گفت:جز گمراهان چه كسي از رحمت پروردگار خويش نااميد مي شود؟


ضرب المثلهاي معادل:

-دنيا به اميد پابرجاست

-نااميدي را خدا گردن زده است

-بهر سختي تا بود جان بجاي     نبايد بريدم اميد از خداي

-تا جان هست اميد هست

+ نوشته شده در  ساعت 9:26  توسط معصومه اعتمادي  | 

كبوتر با كبوتر....

الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات و الطيبات للطيبين و الطيبون للطيبات(نور/26)

زنان پليد براي مردان پليدند و مردان پليد براي زنان پليدند و زنان پاك براي مردان پاكند و مردان پاك براي زنان پاكند



ضرب المثلهاي معادل:

-تو با همجنس مانوس باش نه با ناجنس

-كبوتر با كبوتر باز با باز   كند همجنس با همجنس پرواز

-كور كور را پيدا ميكند و آب گودال را

-پليد جفت پليد است و پاك همسر پاك

-آب ارچه همه زلال خيزد    از خوردن پرملال خيزد

+ نوشته شده در  ساعت 20:35  توسط معصومه اعتمادي  | 

آب آباداني ست!

وجعلنا من الماء كل الشي الحي(انبيا/30)

و هر چيز زنده اي را از آب پديد آورديم



و انزلنا من السماءماء طهورا لنحيي به بلدة ميتا(فرقا/48و49)

و از آسمان آب پاك و پاك كننده فرستاديم تا با آن سرزمين مرده را زنده كنيم



ضرب المثلهاي فارسي معادل:

-از آب زنده بود و خلق و ز آب نيست گريز

-زنده از آب است دائم هرچه هست اين چنين از آب نتوان شست دست

-به آب باشد ويران جهان و آبادان

-آب آب را پيدا ميكند و آدم آدم را


+ نوشته شده در  ساعت 9:18  توسط معصومه اعتمادي  | 

كم بخور هميشه بخور

كلوا و الشربوا و لا تسرفوا(اعراف/31)

بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد


ضرب المثلهاي معادل:

-نه چندان بخور كز دهانت برآيد  نه چندان كه از ضعف جانت برآيد

-كم بخور هميشه بخور

-چو بيني خورشهاي خوش گرد خويش    بينديش تلخي دارو ز پيش

-سيري در لقمه باز پسين بود

-گرنبايدت چهره چون گل زرد   گرد افراط اكل و شر مگرد

+ نوشته شده در  ساعت 0:40  توسط معصومه اعتمادي  | 

و خود را از ياد ميبريد....

....وتنسون انفسكم(بقره/44)

و خود را از ياد ميبريد


ضرب المثلهاي معادل:

-مردم عيب خويش را نتوانند دانست

-آب نديده وگرنه شناگر قابلي ست

+ نوشته شده در  ساعت 20:0  توسط معصومه اعتمادي  | 

لگد نزن به بخت خودت!

و ما يهلكون الا انفسهم(انعام/26)

و هلاك نمي كند مگر خويشتن را


ضرب المثلهاي معادل:

-لگد به بخت خويش زد

-تيشه به ريشه خويش زد

-هركسي تيشه به ريشه خويش زد

-هركسي تيشه براي خودش ميزند.

-آتش چو برافروخت بسوزد تر و خشك

+ نوشته شده در  ساعت 21:0  توسط معصومه اعتمادي  |